افرادی که خلاف جهت آب حرکت کردند و دانستن زندگی شان خالی از لطف نیست...

به نزد مادرش رفت و او را با خود برد وودر هتلی به عنوان مستخدم برایش کار پیدا کرد و آپارتمانی برایش دست وپا کرد واینگونه دینش را تا حدی نسبت به او ادا کرد.

پس از چند سال در نیویورک به عنوان مانکن مشغول به کار شدبا مردی محترم اشنا شد وبا وی ازدواج کرد تازه داشت طعم خوشبختی را می چشید که همسرش او را به خاطر زنی دیگر رها کرد

به طور کاملا تصادفی به یکی از جلسات کلیسای علوم دینی رفت و پس از آن زندگیش عوض شدکلیسای علوم دینی خانه تازه اش شد  سه سال سال بعد  عنوان درمانگر مجاز کلیسا را داشت

پس از دوره های زیادی که گذراندوارد برنامه آموزش کشیشی شد سخنرانی در جلسات ظهرانه ودیدن مراجعان را آغاز کرد و این کار به شغلی تمام وقت تبدیل شدثمره کارش کتابی به نام شفای تن بود در این حین دریافت که به سرطان رحم مبتلا شده است.

ابتدا به عذابی الیم دچار شد ولی به این فکر افتاد که سرطان مرض نفرت وانزجار است پس شروع به درمان خود کرد کسانی که سر تا سر کودکیش به او بد کرده بودند را بخشیدبه یاری یک درمانگر خوب خشم فرو خورده  را درمان کردپس از آن از یک متخصص تغذیه خوب بهره برد وبدنش را از سموم غذاهایی که سالیان دراز خورده بود پاک کرداز بازتاب شناسی کف پا ودرمان روده نیز بهره برد و اینگونه بدون جراحی از بیماری مهلک سرطان نجات یافت

او اکنون گروهی به نام پشتیبانی از بیماران ایدز را هدایت می کند  و کتاب شفای زندگی وی از جم.له کتب پر فروش است

لیز والاسکوئز

لیز والاسکوئز خانم ۲۳ ساله اهل تگزاس بدون بافت چربی به دنیا آمده است. یعنی او بدون چربی بدن است و حتی با خوردن غذاهای پرچرب بدن او ذره ای چربی تولید نمی کند. تنها دو نفر در جهان به بیماری او دچار هستند. این سندرم هنوز تشخیص داده نشده است.

لیز می گوید: بسیاری از مردم با دیدن او می ایستند و او را مورد آزار قرار می دهند و به او لقب زشت ترین زن را می دهند. این حرکت بسیار در روحیه او تاثیر بد گذاشته است. همچنین وی در وب سایت خود می نویسد: وضعیت او فقط یک راز بزرگ است اما او همچنان امیدوار است که یکی از پزشکان روزی چگونگی درمانش را کشف کند.

این زن موفق در ۲۳ سالگی، هفت سال است که بیش از ۲۰۰ کارگاه آموزشی در تشویق دیگران به چگونگی گذر از موانع برپا کرده است، در دانشگاه تکزاز یک پست کارشناسی ارشد در ارتباطات دارد، و دو کتاب نوشته است

لیزی والاسکوئز ملقب به زشت ترین دختر دنیا ، با اعتماد بنفس و تلاش خود یکی از موفق ترین دختران دنیاست

اپرا وینفری

تصور کنید که بعنوان نوزادی ناخواسته و حاصل یک رابطه جنسی بی سر و ته،
در روستایی بسیار فقیرنشین و در دامن یک مادر بدبخت که کلفت خانه های مردم است،
دیده به جهان بگشایید،
بدون آنکه وجود پدر را دور و برتان احساس کنید...؛

تصور کنید که در بچگی مادرتان آنقدر فقیر است
که حتی توان خرید یک لباس ساده را برایتان ندارد
و مجبورید گونی سیب زمینی بپوشید،
طوری که بچه های همسایه دائم شما را مسخره کنند و به شما بخندند...؛

تصور کنید که در سن کودکی،
مادربزرگتان مجبورتان کند کارهای سخت انجام دهید
و همیشه بخاطر ساده ترین اشتباهات شما را کتک بزند
و شما هم هیچ پناهی نداشته باشید که در دامنش گریه کنید...؛

تصور کنید که از سن نه سالگی دائم مورد تجاوز اطرافیان قرار بگیرید،
دایی ها، پسر دایی ها، دوستان خانوادگی و کلاً همه.
طوری که اولین فرزندتان را در سن چهارده سالگی و پس از نه ماه مشقت بدنیا آورید،
آن هم یک نوزاد مرده...؛



تصور کنید که خواهر و برادری دارید که سرگذشتی کمابیش مشابه شما دارند،
خواهرتان از اعتیاد زیاد به کوکایین بمیرد، و برادرتان از ابتلا به ایدز...؛
تصور کنید که مادرتان آنقدر فقیر است که نمیتواند شما را بزرگ کند
و از پس هزینه های اندک شما برآید،
و مجبور شود شما را به یک مرد غریبه بسپارد تا بزرگتان کند...؛
تصور کنید که آن مرد غریبه، یک ارتشی بسیار سخت گیر باشد
که تصمیم دارد از همان بچگی به شما نظم و ترتیب را یاد بدهد
و دائم تنبیه کند و دستور دهد، ولی شما مجبورید او را بابا صدا کنید...؛
تصور کنید که در میان این همه بدبختی، سیاه پوست هم هستید،
یک آمریکایی-آفریقایی،
آن هم در حدود چهل پنجاه سال پیش که اوج نژادپرستی و نفرت از سیاه پوستان است...؛
تصور کنید که حدود چهار دهه از آن روزگار گذشته باشد...؛ 

الان چه کار می کنید؟ چه بر سرتان آمده است؟



بله درست حدس زدید؛

الان قدرتمند ترین زن جهان هستید! محبوب ترین، پولدار ترین، با نفوذ ترین،
و تنها میلیاردر سیاه پوست!؛

همه شما را بعنوان صاحب بزرگترین خیریه جهان،
پر طرفدار ترین مجری تلویزیون،
و برنده جوایز متعدد سینما و تلویزیون می شناسند...؛
سیاستمداران، هنرپیشگان، ثروتمندان و همه آدمهای بزرگ و معروف
فقط دوست دارند با شما مصاحبه کنند...؛
در دانشگاه ایلینوی، زندگینامه شما تدریس می شود،
در قالب یک درس با عنوان خودتان...؛
یک قصر در کالیفرنیا دارید به مساحت هفده هکتار
که از یک طرف به اقیانوس ختم می شود
و از طرف دیگر به کوهستان. همچنین ویلایی دارید در نیوجرسی،
آپارتمانی در شیکاگو، کاخی در فلوریدا، خانه ای در جورجیا،
یک پیست اسکی در کلورادو، پلاژهایی در هاوایی و ...؛
با درآمد سالانه حدود سیصد میلیون دلار،
و دارایی حدود سه میلیارد دلار،
بعنوان ثروتمند ترین زن خودساخته جهان شهرت دارید...؛ 

آنتونی رابینز

تونی رابینز نویسنده و سخنران مقتدر آمریکایی در ۲۹ فوریه ۱۹۶۰ در خانواده‌ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه‌ای داشت و به گفتهٔ خودش، ناچار بود ظرف‌های غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از گرفتاری‌های مالی، بر اثر پرخوری و بدخوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی‌حالی و خواب‌آلودگی شده‌بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه‌طلبانه‌ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می‌ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران‌قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می‌گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعهٔ چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوهٔ تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه‌هایروانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.[۱] شهرت عمده او به خاطر سلسله کتاب‌هایش در زمینه موفقیت است. آنتونی رابینز بیش از نیمی از عمر خود را صرف کمک به دیگران کرده، تا عظمت وجود خود را کشف نموده و آن را بهتر سازند. او یکی از موفق‌ترین افراد ایالات متحده در زمینه بهبود عملکرد دیگران است. وی بنیانگذار و رئیس هیأت مدیره بنیاد آنتونی رابینز است که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیت‌های فردی و حرفه‌ای تأسیس شده‌است. رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان، با سازمانهایی از قبیل ای‌تی اند تی، آی‌بی‌ام، آمریکن اکسپرس، Mac Daglas و ارتش ایالات متحده آمریکا و همچنین تیم‌های ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری داشته است. وی همچنین مورد مشاوره بسیاری از چهره‌های معروف جهانی بوده و در مورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است، طرف مشورت بوده‌است. وی درصدد است تا با کمک به افراد، جهان را به جای بهتری برای زیستن تبدیل نماید. او می‌خواهد به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند، روابط خود را با دیگران بهبود بخشند، به دنبال هدفهای ارزشمند زندگی خود بروند، بر ناکامی‌های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود، به جامعه و کشور خدمت نمایند. سالهاست که او بدون خودخواهی، نیرو و منابع خود را در اختیار نیازمندان قرار داده‌است. وی در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدف آن، کمک به کودکان عقب مانده، افراد بی‌خانمان، سالمندان و زندانیان است. رابینز از روش‌های گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می‌نماید. او بر این اعتقاد است که فرایند تفکر و ارزیابی، چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی‌باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما (که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون و موقعیت آن بستگی دارد)، احساس ما را شکل می‌دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چقدر هم که عاقل و بالغ باشد، بر مبنای احساسات خود و نه بر اساس فکر خود عمل می‌کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت‌هایی که شاید در بسیاری از مواقع، متوجه میزان بازدارندگی آنها نمی‌شویم و سرانجام سرنوشت ما را رقم می‌زنند.

زهره اعتضاد

زهره اعتضاد، هنرمندی است که از ناحیه دو دست معلول است و با کمک پاهایش نقاشی ، خوشنویسی ، قالی‌بافی و گل‌سازی می‌کند.

او عضو انجمن بین‌المللی نقاشان آلمان است و تاکنون بیش از ۶۰ نمایشگاه داخلی و ۱۰ نمایشگاه خارجی در کشورهای سوریه، لبنان، قطر، دبی، چین، تایلند، مکه برگزار کرده است.
به گزارش فارس، زهره اعتضادالسلطنه متولد سال ۱۳۴۱ در تهران است و به صورت مادرزادی دچار معلولیت از ناحیه دو دست شده است. او دوران ابتدایی‌اش را در مدرسه استثنایی گذارند و از سال پنجم ابتدایی به بعد را در مدارس عادی و با موفقیت به اتمام رساند.
این هنرمند همچنین با بسیاری از چهره‌های مشهور سیاسی جهان از جمله رییس جمهور وقت چین،بی‌نظیر بوتو و… نیز دیدار داشته و هدایایی از آنها دریافت کرده است.

وی پس از گرفتن دیپلم به کار تدریس و آموزش بچه‌های معلول می‌پردازد و به مدت ۱۴ سال در کسوت دبیر به آموزش و پرورش بچه‌های معلول مشغول می‌شود و پس از آن برای پرستاری از پدرش تقاضای بازنشستگی پیش از موعد می‌کند.
او هم اکنون علاوه بر تحصیل در رشته روان‌شناسی در مقطع کارشناسی ارشد ، در خانه نیز به کارهای هنری‌ از جمله نقاشی ، خوشنویسی ، قالی‌بافی ، گلیم‌بافی ، طراحی قالی و گل‌سازی مشغول است.

اعتضاد درباره آموزش بچه‌های معلول می‌گوید: من به معلمی بسیار علاقه داشتم و دوست داشتم به بچه‌های معلول و هم‌نوع خودم آموزش بدهم، من در آموزش آنها سختگیری‌های خاص خودم را داشتم و برخلاف تصور دیگران ، از آنها تکالیفی می‌خواستم که می‌دانستم قادر به انجام آن هستند ، بچه‌ها هم در برابر آموزش‌های من مقاومت نمی‌کردند ، چون می‌دیدند که من هم معلولم.
اعتضاد خانواده‌اش را در آموزش و رشد استعدادهایش بسیار مؤثر می‌داند و در این زمینه می‌گوید: خانواده‌ام من را فردی متکی به خود و مؤثر تربیت کرد و به من آموزش دادند که چگونه از انگشتان پاهایم برای انجام کارهایم استفاده کنم و به مرور با ورزش،تلاش و تمرین پاهایم قوی شدند.اگر چه در طی این مراحل بارها شکست خوردم و خسته شدم ولی باز با انرژی مضاعفی بلند می‌شدم و ادامه می دادم.
اعتضاد معلولیتش را انگیزه‌ای قوی برای رسیدن به خواسته‌هایش می‌داند و می‌گوید:همه مشکلات و موانعی که سر راه من بود انگیزه‌ای شد تا با قدم‌های محکم تری گام بردارم و برای تحقق خواسته‌هایم مصر باشم.
روی آوردن من به هنر، هم به دلیل استعدادم بود و هم برای ثابت کردن توانایی‌هایم به خودم و جامعه تا به همه بگوییم که معلولیت محدودیت نیست.

او می گوید: اخیرا اولین نمایشگاه انفرادی نقاشی من به مناسبت روز جهانی معلولین در فرهنگسرای بانو برگزار شد که بازتاب بسیار خوبی داشت و ۶ تابلو از آثار من در این نمایشگاه به فروش رفت که یکی از بهترین تجربه‌های هنری من بود.
او معتقد است که اگر معلول نبود انسان بلاتکلیف و بی هنری بود چرا که نیازی به اثبات چیزی نداشت و معلولیتش نشانی از جانب خداست برای او.
زهره اعتضاد آرزو دارد که به عنوان یک هنرمند شناخته شود نه یک معلول و مؤسسه‌ای برای آموزش بچه‌های معلول و عادی دایر کند تا تمام تجربیاتش را دراختیار آنها قرار دهد.

 

 

 

/ 3 نظر / 66 بازدید
حقدوست

[گل][گل][گل][گل] [گل] [گل][گل][گل] [گل] سلام و درود بر شما گرامی وبلاگ خوب و جالبی دارید. امیدوارم در ادامه راه موفق باشید. ضمن تبريک اعياد شعبانيه، برای مطالب زیر دعوت شده‌‌‌اید: ********** [گل][گل] رفع چهار بحران مهم با چهار راهکار ارزشمند [گل][گل] ********** ## دوستداران حجامت یادداشت کنید؛ ## [گل][گل] بهترین روز حجامت در سال ۱۳۹۳ [گل][گل] # # # به همراه تقويم سالنماي حجامت 1393 # # # *********** [گل] احادیث زیبا و خواندنی هفته [گل] ## ثواب بسیار عظیم روزه ماه شعبان ## سه اثر فجیع برای موسیقی و غنا ## قَسَم دروغ این آثار مخرّب را دارد *********** [گل] دو داستان زیبا و خواندنی [گل] ## جزاى بدگمانى به شوهر ## بیرون آوردن النگوى عروس از دریا *********** [گل][گل] از چه زمانی حضرت علی بن ابیطالب(ع) ملقّب به «امیرالمؤمنین» شدند؟ [گل][گل] *********** منتظر حضور و نظرات ارزشمند شما گرامی هستم. www.bia2mofid.persianblog.ir [گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل]